اگر عضو هستی ,وارد شو :

ورود به حساب کاربری

امروز پنج شنبه ۱۴ام آذر ۱۳۹۸ است . خوش آمدید
سه‌شنبه 3rd دسامبر 2019

صدایِ پا نبود ، صدایِ تق تقِ شکستن تو بود
غروب خسته بود ، که من سرم هنوز رو دامنِ تو بود
صدایِ پایِ تو که توئ راهرو ، زبونه می کشید
تمام روحمُ برای دیدنت به خونه می کشید
به مادرم بگین ، قفس شکسته و پرنده پر زده
به مادرم بگین ، بهار اومده ، جوونه سر زده
یِ دردِ مطمئن ، مفاصل منُ ، کلافه کره بود
تمام وزنشُ ، به شونه های من اضافه کرده بود
غروب رفته بود ، غروبِ توی مه ، غروبِ توو غبار
غروبِ بی قرار ، غروبِ روسیاه ، غروبِ بی پناه
به مادرم بگین ، هنوز خنده هاش ، روو سر جهازشن
به مادرم بگین هنوز گریه هاش ، توو جانمازشن

دیدگاه ها

برای ارسال نظر بایستی وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.
به لیست علاقه مندی اضافه شد